مصطفى محقق داماد
41
مباحثى از اصول فقه ( فارسى )
6 - اصول لفظيّه : هرگاه لفظى را گوينده استعمال نمايد كه آن لفظ يك معنى حقيقى و اوّليّه داشته باشد و نيز داراى معانى ديگرى باشد كه مجازى و ثانوى آن لفظ محسوب گردد ، اگر شنونده در مقام استفاده مردّد شود و نداند كه مراد متكلّم كدامين معناى لفظ است ، آيا معناى اوّليه يعنى همان معنايى كه اصالتا براى آن وضع شده و معناى حقيقى آن لفظ محسوب مىگردد منظور نظر است ؟ يا آنكه گوينده از لفظى كه استعمال كرده معناى ثانوى و مجازى را منظور نموده است ؟ در اينگونه مواقع اصوليّين يك سلسله قواعدى تحت عنوان اصول لفظى مقرّر داشتهاند كه شنونده با اجراى آن اصول ، برحسب مورد به مقتضاى آن عمل نموده و بدينوسيله از ترديد بيرون مىآيد . پس با توجه به گفته فوق ، اصول لفظيه را چنين بايد تعريف كرد : اصول لفظيه اصولى هستند كه براى اثبات مراد متكلّم از لفظ به كار مىروند . ما نخست در پيرامون هريك بهطور خلاصه بحث مىكنيم ، و سپس به مناط حجيّت و اعتبار اين اصول مىپردازيم . مهمترين اين اصول عبارتند از : اصل حقيقت ، اصل عموم ، اصل اطلاق ، اصل عدم تقدير و اصل ظهور .